چرا شبزندهداری خطر افسردگی را بالا میبرد

چرا شبزندهداری خطر افسردگی را بالا میبرد

چرا شبزندهداری خطر افسردگی را بالا میبرد؟ نقش ذهنآگاهی و کیفیت خواب, مطالعهای تازه منتشرشده در نشریه PLOS نشان میدهد که افراد با الگوی کرونوتایپ شبزندهداری، نسبت به کسانی که ساعت بیولوژیکشان متوسط یا صبحمحور است، مستعدتر به توسعه علائم افسردگی هستند. این تحقیق که روی مشارکتکنندگانی با میانگین سنی حدود ۲۰ سال انجام شده، بر رابطه دوطرفه بین ترجیح شبانهروزی و سلامت روان تأکید دارد.

مکانیزمهای ارتباط شبزندهداری و افسردگی تحلیل دادهها سه مسیر واسطهای اصلی را آشکار میکند که از طریق آنها شبزندهداری میتواند به افسردگی منجر شود نشخوار فکری بالا شبزندهداران تمایل بیشتری به فکر کردن مداوم در مورد افکار و احساسات منفی گزارش میدهند که مستقیماً شدت افسردگی را تشدید میکند. کیفیت خواب پایین عدم تطابق ساعت بیولوژیک با برنامههای اجتماعی (مانند کلاسهای صبحگاهی) باعث کمخوابی مزمن و افت کیفیت خواب میشود.

مصرف الکل اگرچه مشارکتکنندگان در این مطالعه مصرف معتدل الکل داشتند، اما الگوی مصرف در شبزندهداران معمولاً بالاتر است و میتواند عامل تشدید افسردگی باشد. قدرت محافظتی ذهنآگاهی در برابر افسردگی بخش نوآورانه این تحقیق، شناسایی دو بُعد ذهنآگاهی به عنوان عوامل محافظتی است که میتوانند اثر مخرب شبزندهداری را خنثی کنند عمل کردن با آگاهی این بُعد یعنی تمرکز کامل بر فعالیت لحظهای بدون قضاوت.

نتایج نشان میدهد که افراد صبحزندهدار در این شاخص نمرات بالاتری دارند که احتمالاً دلیل انرژی و شادابی صبحگاهی آنهاست. شدن در نشخوار فکری مصون بماند.

راهکارهای عملی برای کاهش خطر بر اساس نتایج، محققان سه استراتژی کلیدی را برای مداخله پیشنهاد میدهند تمرینات ذهنآگاهی هدفمند مدیتیشن و تمرینات تمرکز بر لحظه حال برای تقویت عمل کردن با آگاهی. بهبود بهداشت خواب تنظیم محیط خواب، ساعات منظم بیداری و اجتناب از کافئین و نور آبی قبل از خواب. مدیریت مصرف الکل کاهش یا قطع مصرف الکل، بهویژه در ساعات شبانه برای پیشگیری از اختلال معماری خواب.

نویسندگان تأکید میکنند که در طراحی برنامههای درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی، اولویت باید با تقویت بُعد عمل کردن با آگاهی باشد تا بیشترین اثربخشی در کاهش افسردگی لدى شبزندهداران حاصل شود.