تحلیل روانشناسی شادنفرویده: چرا از بدبختی دیگران لذت میبریم

تحلیل روانشناسی شادنفرویده: چرا از بدبختی دیگران لذت میبریم

تحلیل روانشناسی شادنفرویده چرا از بدبختی دیگران لذت میبریم؟, شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در حین گفتگو با دوستان، وقتی مشکلات خود را بیان میکنید، طرف مقابل بلافاصله ماجرای بدبختیهای خودش را بازگو میکند تا حس کند او بدشانستر از شماست. عجیب است اما این رفتار ناخواسته، باعث میشود شما نسبت به شرایط خود راحتتر شوید. از منظر دیگر، بسیاری از ما تجربه کردهایم که دیدن ناکامی یا مصیبت دیگران، حس خوبی در ما القا میکند.

این پدیده جهانی و رایجی است که نیازی به شرم و پشیمانی ندارد. در این مقاله به بررسی علمی و روانشناختی این موضوع میپردازیم. یک محقق آلمانی در سال ۲۰۱۵ مطالعهای انجام داد که نشان میداد هواداران تیمهای فوتبال، در لحظه گل خوردن تیم حریف، واکنشهای لبخند گستردهتر و سریعتری نسبت به گل تیم خود نشان میدهند.

بخندی مخفی بر لبان مینشاند. این حس به واژه آلمانی شادنفرویده معروف است که در فارسی میتوان آن را دگرغمنشاط یا نشاط از غم دیگران نامید.

این واژه از ترکیب شادن (صدمه) و فرویده (لذت) تشکیل شده است. در ادامه به دلایل علمی و اثرات این حس میپردازیم. شادنفرویده یا دگرغمنشاط چیست؟ شادنفرویده یک توانایی احساسی اولیه در انسان است که در آن فرد از ناکامی و بدبختی دیگران لذت میبرد. در اکثر موارد، ما بهصورت ناخودآگاه این حس را تجربه میکنیم، بدون اینکه بتوانیم جلوی آن را بگیریم یا لحظهای بر آن فکر کنیم.

ی، ارزیابی فردی و هویت اجتماعی در ارتباط است. در موقعیت عدالت، مشاهده مجازات فرد متخلف لذت میدهد.

در موقعیت رقابت، مقایسه خود با کسی که دچار بدبختی شده، حس برتری و رضایت ایجاد میکند. در موقعیت پرخاشگری، روبرو شدن فردی خارج از گروه (مانند حریف ورزشی یا سیاسی) با رویداد منفی، هویت اجتماعی اعضای گروه را تقویت و لذتبخش میسازد. گروه دیگری از روانشناسان، چهار موقعیت تنفر، بیعدالتی، خودشناسی و تأوان را برای این حس تعریف میکنند. در موقعیت تنفر، بدبختی فرد مورد نفرت، شادی میآورد.

در موقعیت بیعدالتی، مجازات مرتکب جرم، حس رضایت ایجاد میکند. در موقعیت خودشناسی، شکست حریف بهعنوان ارتقای جایگاه اجتماعی گروه خود تلقی میشود. در موقعیت تأوان، اتفاق بدی که برای دیگری رخ میدهد (و پیش از این برای ما هم رخ داده)، لذت میبخشد. پژوهشها همچنان بر روی ارتباط بین شادنفرویده و همدلی متمرکز است؛ روانشناسان معتقدند این لذت زمانی ظاهر میشود که همدلی در کار نباشد.

وقتی همدلی وجود داشته باشد، برای رنج دیگران دلمیسوزیم، اما در غیاب احساسات انسانی، از ناخوشی آنها لذت میبریم. نقش مکانیسمهای عصبی در شادنفرویده عصبزیستشناسان مناطقی از مغز را شناسایی کردهاند که در شکلگیری شادنفرویده نقش دارند و این حس را از عواطف مشابه تفکیک میکنند.

تصاویر نشان میدهد که قشر کمربندی قدامی (ACC) که در میان دو نیمکره مغز قرار دارد و سیستم لیمبیک را به قشر پیشینی وصل میکند، در زمان برانگیختن حس حسادت فعال میشود. این ناحیه با تضادها و دردهای اجتماعی نیز مرتبط است و در موقعیتهایی مانند باخت تیم مورد علاقه فعال میگردد. نکته کلیدی این است که جسم مخطط شکمی در مغز، در زمان باخت تیم حریف یا رخداد منفی برای کسی که حسادت میکنیم، فعال میشود.

این ناحیه در پشت گوشها قرار دارد و با سیستم پاداش در ارتباط مستقیم است. در مطالعه دیگری آشکار شد که نواحی مغز مربوط به شناخت اجتماعی، هم در زمان همدلی و هم در شادنفرویده فعال میشوند؛ با این تفاوت که شادنفرویده، هسته اکومبنس در جسم مخطط شکمی را بهشدت فعالتر میکند. هسته اکومبنس نقش مهمی در پردازش محرکهای لذتبخش غیرمنتظره ایفا میکند.

نتایج نشان داد بیماران مبتلا به اختلال در جسم مخطط شکمی، توانایی تجربه شادنفرویده را در حد کمتری دارند. چرا ناکامی دیگران برای ما لذتبخش است؟ شادنفرویده حسی است که تقریباً همه انسانها، بیتفاوت از سن و جنسیت، آن را تجربه میکنند. برخی روانشناسان آن را نوعی استراتژی بقا میدانند که با خودارزشمندی و نظریه مقایسه اجتماعی گره خورده است. بر اساس این نظریه، انسان ذاتاً میل دارد خود را با دیگران بسنجد.

دیدن ناکامی دیگران، فرد را در یک مقایسه ذهنی قرار میدهد که در آن تصویر او از خود تقویت شده و حس اطمینان و رضایت از نفس بروز مییابد. پل هوک مایر، رواندرمانگر و نویسنده، میگوید انسان ذاتاً شکارچی-گردآورنده است و حس امنیت و جایگاه خود در جهان را از طریق مقایسه با دیگران مییابد. اینکه در مقایسه با دیگران مزیت رقابتی داشته باشیم، کاملاً غریزی است. زندگی در گروه و قبیله از دیرباز برای بقای انسان حیاتی بوده است.

در عصر حاضر نیز انسان با اظهار وفاداری به گروهها (تیمهای ورزشی، احزاب سیاسی و…)، سعی در حفظ موجودیت و پیشرفت آنها دارد. طرفداری از تیمهای فوتبال یا احزاب سیاسی، مصداق بارز این واقعیت در روزگار جاری است. شادنفرویده چه زمانی مشکلآفرین میشود؟ همانطور که اشاره شد، لذت از رنج دیگران مناطقی از مغز را فعال میکند که مسئول سیستم پاداش هستند. این مناطق با ترشح دوپامین، فرد را به ادامه رفتار پاداشدهنده ترغیب میکنند.

در نتیجه، شادنفرویده میتواند اعتیادآور شود و به بخشی از رفتارهای روزمره تبدیل گردد. اگر فرد بهصورت مداوم و عامدانه خود را در چنین موقعیتهایی قرار دهد، مشکلات روانی به وجود میآید. چرا؟ با ترشح مکرر دوپامین، توانایی همدلی کاهش مییابد. همدلی از مهمترین مؤلفههای هوش هیجانی است که مبنای تعادل روانی، برقراری روابط سالم و دستیابی به اهداف شخصی محسوب میشود.

لذتبردن از رنج دیگران میتواند به حد بیماری هم برسد، بهویژه در افرادی که سطح همدلی در آنها پایین است. به نظر میرسد این افراد که دچار انسانیتزدایی هستند، صفاتی از مثلث تاریک شخصیت را دارا باشند. این مثلث شامل سایکوپاتی یا روانپریشی (فقدان همدلی یا کنترل رفتار)، خودشیفتگی و ماکیاولیسم (قهر و تسلط از طریق فریب و حیله) میشود. افراد روانپریش بهویژه میتوانند بدون هیچ همدلی، از رنج دیگران لذت ببرند.

این ویژگی با سادیسم همپوشانی دارد، چرا که سادیستها از آزار دیگران لذت میبرند. تحقیقات تا به حال رابطه بین شادنفرویده و رفتارهای مثلث تاریک را تایید کردهاند و نشان دادهاند شدت شادی از رنج دیگران، با میزان برخورداری از صفات مثلث تاریک و تمایل به رفتارهای سادیسمی در همبستگی مستقیم است.

نقش شبکههای اجتماعی در تقویت شادنفرویده تأثیر عمیق شبکههای اجتماعی در القای احساسات و ابراز شادی از رنج دیگران، توجه عمومی را به این پدیده معطوف کرده است. روانشناسان، سیاستمداران و فعالان تبلیغات به تأثیر شادنفرویده بر رفتار کاربران اینترنت دقت ویژهای دارند، چرا که کاربران بهوضوح از ناکامی دیگران لذت میبرند.

خشم، حسادت و حقارت، امروز در فضای مجازی فراگیر شدهاند و این امر، استفاده بیش از حد از مکانیزم مقابلهای به نام شادنفرویده را برای بقا توجیه میکند. جودی هو، متخصص اعصاب و روان، میگوید استفاده بیش از حد از شبکههای اجتماعی، نیازمند استفاده بیش از حد از استراتژیهای بقا است. دلیل آن روشن است مردم روزبهروز حس میکنند کنترل کمتری بر شرایط دارند، بنابراین تلاش میکنند هویت خود را حفظ کنند.

ابراز شادی از رنج دیگران، عاملی میشود که آدمها حس کنند کنترل و تسلط بیشتری بر شرایط دارند. تحقیقات نشان داده که افراد با خودکارآمدی پایین، زمان بیشتری را صرف تماشای ناکامیهای دیگران میکنند، احتمالاً به دلیل موانع موجود در دنیای آنلاین که آنها را از ابراز تاسف معاف میدارد. ویژگی رسانههای اجتماعی در امکان مقایسه سریع بین دو طرف متنازع، عامل افزایش ابراز شادنفرویده در کامنتهاست.

افراد خارج از یک گروه اجتماعی، بیشتر از ناکامی رقیب خود در شبکهها ابراز خرسندی میکنند. گروهی دیگر، کسانی هستند که باور قوی به عدالت دارند و با دیدن اجرای عدالت در حق کسانی که گناهکار میدانند، لذت میبرند.

شادنفرویده در فضای اینترنت بر رفتارهایی نظیر انتشار اخبار سیاسی یا تصمیمهای خرید مصرفکنندگان هم تأثیر میگذارد؛ برای مثال تحقیقات نشان داده تخریب برند رقیب در شبکههای اجتماعی، تمایل به خرید از برند تخریبکننده را افزایش میدهد. همه ما کموبیش این لذت را تجربه میکنیم؛ راهکار چیست؟ لذت از ناخوشی دیگران در نگاه اول بیانسانیت به نظر میرسد، اما نباید فراموش کرد که این یک واکنش طبیعی انسانی است و خجالتآور نیست.

بهعبارت دیگر، همه ما چنین هستیم! ما عادت داریم همه چیز را به دو دسته خوب و بد تقسیم کنیم و به همین دلیل گاهی در مورد عواطف خود احساس گناه میکنیم. شادنفرویده یا دگرغمنشاط، اگرچه در ظاهر نشاندهنده شادی از غم دیگران است، اما در باطن نماد برخی از اساسیترین نیازهای انسانی است تمایل به تعلق و محافظت از گروه، اهمیت عدالت و انصاف، نیاز به سلسلهمراتب و تلاش برای کسب جایگاه در آن.

زنگ خطر زمانی به صدا در میآید که مرزها در این ابراز شادی رعایت نشود و برای زندگی خود یا دیگران مشکلساز شود. منبع، هشدار! این نوشته فقط جنبه آموزشی دارد و برای استفاده از آن ملزم است با پزشک یا متخصص مربوطه مشورت کنید. اطلاعات بیشتر به پشتیبانی زبان بدن، ناگفتهها را بگویید و بشنوید